San Francisco

Click to See the Latest Concert Pics

Up
Los Angeles
Washington D.C.
San Francisco
Las Vegas

 


  Googoosh / Mehrdad Concert
San Francisco
 کنسرت گوگوش/ مهرداد 
 سانفرانسيسکو
By: Ninoosh
Bill Graham Civic Auditorium
 San Francisco, CA, November 12, 2005

THE FOG LIFTED FROM THE SAN FRANCISCO BAY ;

THE SKIES CLEARED;

 AND OUR ONE AND ONLY SHINGING STAR APPEARD!

 WOW!  WHAT A DELIGHTFUL PERFORMANCE!
 

We got to the Auditorium at 7:45.  The line of 3-4 people deep wrapped around the building; equaling 3 city blocks! There must have been at least 1,000 people in line. We walked 10 minutes to get to the end of the seemingly endless line to join in.  As we were moving towards the entrance a stream of people were walking passed us in the opposite direction;  to get to the end of the line!!  An impressive sea of people.  Four generations.  All well-dressed – men, women, children – and all very well mannered. 

A pleasant excitement was in the air.  No one seemed to mind the long line and the time it took to get inside.  THERE WAS A SMILE ON EVERYONE’S FACE; YOU COULD SEE THE EAGER ANTICIPATION OF A DELIGHTFUL PERFORMANCE THEY HAD COME TO SEE. 

The Auditorium was almost full.  The concert started at 9:15 as all had not yet taken their seats! I believe if the doors are opened one hour earlier than what is the norm, such delays will be avoided.  Because, 90% of the people arrived at the Auditorium long before the promised 8:30 PM.   

Mehrdad performed beautifully for one hour.  There was a problem with the sound stage.  The base and the drums were too loud and audience complained they couldn’t hear him signing.     

Mehrdad  continued performing without hesitation and his enthusiasm was contagious.  He sang his hit songs, ignored the fact that the technicians were trying to balance the sounds of the instruments, during his performance.  The audience appreciated his graciousness and applauded him for it. 

 After a 15 minute intermission, the band played the Talagh overture.  The crowd roared with excitement, the Star entered the stage dancing, and the roar was deafening! 

I WISH YOU COULD ALL BE THERE! 

If there is such a thing as being more perfect, then Googoosh was more perfect than ever!

She wore a beautiful silk gown, a very light bluish-gray color, covered with pastel green and silver rhinestones.  Very elegant.  Her hair was long and blond.  The crowd, on their feet, cheered and applauded with excitement and she responded with like excitement and laughter. 

She sang 10:30 to 12:30, with a ten minute break to change her outfit.  The second outfit was a beautiful dark grey, meshed with a little black, looked cool and elegant.  A very simple design – reminder of the 60’s summer dresses.  But as is the case with our Googoosh, she makes any outfit look elegant and perfect! 

The temperature on the stage seemed to be hot.  Our Precious Star seemed uncomfortable and the heat was bothering her.  Finally, a little over an hour into her performance she said: “Daaram too in lebaas khafeh misham!  Miram lebas avaz koham.  Jaa-ee nareed haa!!!” 

Her performance was delightful.  She danced through the night except when she sang Ay Mardom Mordam when she cried and the audience cheered as loud as they could.

Also among the songs were:  Otaagh-e Man, Ahouy-e Eshgh, Pasho Pasho, Eid-e Ashegh, short versions of old favorites such as Bavar Kon, Marham, Gharib-e Ashena, Kooh, Do Panjareh … and of course MAN AAMADEH AM WHICH HAD EVERY ONE ON THEIR FEET, DANCING, CLAPPING  WATCHING HER DELIGHTFUL MOVES ON THE STAGE.

As we all know, Googoosh’s rendition of Kavir brings out so much emotion, did the same this time.  At the end of each “Khodaya, Khodaya ….” The crowd reacted with a roar and applause that almost brought the roof down!

All through her performance the audience acted as her chorus!  Although this happens in every one of her concerts, she still seemed surprised and very pleased that everyone knew the songs!! Her beautiful face lit up with excitement and with a more beautiful smile  she said, “Mashallah hamatoon khanandeh-een”! 

The last portion of the concert, she asked Mehrdad to join her.  They sang their famous duets:  Akharan Khabar, Khaleej-e Fars and Nasl-e Maa.  She said can you imagine Moein singing Nasl-e Maa??  Then asked for all the lights to be turned off.  We heard Moein singing the song without music?!?!It was Mehrdad of course performing in Moein’s style.  

Then came time to introduce the band members which she does with such affection.  After each introduction there was a loud applause, but when she said, “From Venezuela..” .. Pedro received the loudest cheers.  He said, “There is only one Googoosh in the world”, AND WE ALL AGREED WITH PLEASURE!

 The show ended with everyone joining Googoosh and Mehrdad in singing Ey Iran;   followed by hundreds of Red, White and Green balloons together with shiny silver and gold confetti flowing down on the crowd.  It was very pretty. 

And so we spent another fantastic evening with our Precious Googoosh!  My American friend who did not understand a word of Farsi and the music is no where near what she is used to, loved the performance.  She said, “Oh.  I am so happy I got to see Googoosh live on stage.  So beautiful, so delightful.  A complete package of artistic talents and extraordinary personality”!!!  Now that sums it all up!!!

 

مه غلیظ از فراز خلیج سانفرانسیسکو ناپدیدشد

آسمان به صافی گرائید و تنها تک ستاره ی درخشانمان بر آسمان نیلگون پدیدار گشت!
ا 

 عجب اجرای دل انگیزی!

ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه شب به محل کنسرت رسیدیم. صفی بسیار طولانی به دور ساختمان برگزاری کنسرت پیجیده بود.  در حدود 1000 نفر در صف بودند. ده دقیقه قدم زدیم تا به انتهای ظاهرا بی پایان صف رسیدیم تا وارد سالن شویم. همین طور که بسوی در ورودی پیش می رفتیم موج حمعیت از طرف مقابل در جهت عکس حرکت ما از کنار ما در حرکت بود تا به انتهای صف برسد!  دریائی از جمعیت. چهار نسل! همه با لباس های آراسته. مرد و زن، پیر و جوان و کم سن وسالان، همه و همه با وقار و محترم.

 هیجانی وصف ناپذیر بر فضا حاکم بود و به نظر نمی رسید کسی به طولانی بودن صف و زمان انتظاری که برای وارد شدن به سالن لازم بود  اهمیت دهد. همه لبخند به چهره داشتند و شور و اشتیاق مردم که خود را برای دیدن برنامه ای دلپذیر آماده کرده بودند به روشنی دیده می شد.

 قدری طول کشید تا همه برصندلی های خود مستقر شدند و کنسرت در ساعت 15/9 شب آغاز گردید. به نظر می رسد اگر درها را قدری زود تر باز کرده بودند، برنامه با تاخیر شروع نمی شد زیرا اکثر جمعیت مدت ها قبل از ساعت 30/8 که وعده داده شده بود در محل حاضر بودند.

 سالن تقریبا پر شد و کنسرت با برنامه مهرداد آغاز گردید. او با زیبائی تمام به مدت یک ساعت برنامه اجرا کرد. سیستم صوتی صحنه اشکالاتی داشت و صدای آلات ضربی بلند تر از حد معمول به گوش می رسید. جمعیت گله داشتند که صدای او را نمی شنوند.

 مهرداد با نادیده گرفتن مشکل صحنه، با جنان شور و حالی برنامه اجرا کرد که شوق و هیجان او به مردم نیز سرایت کرد و مشکل صحنه به فراموشی سپرده شد. در حالی که مسئولین سالن به برطرف کردن اشکالات صوتی مشغول بودند او به خواندن آهنگ های معروف خود ادامه داد و مردم با کف زدن های خود خلوص و بی ریائی او را مورد تحسین قرار دادند.

 بعد از برنامه ی مهرداد و پس از یک وقفه ی 15 دقیقه ای، ارکسترشروع به نواختن  پیش درآمد آهنگ طلاق کرد. فریاد هیحان و شادی از جمعیت برخاست و "گلبانوی ما"  رقص کنان بر صحنه ظاهر شد. همهمه و فریاد شادی مردم سالن را به لرزه درآورده بود!

 ایکاش همه ی شما دوستداران گوگوش آنجا بودید!

 اگر بخواهیم در زمینه ی تکامل و کمال او نظر دهیم، گوگوش امشب بر تر از همیشه بود!

 لباس ابریشمی بلندی به رنگ نقره ای متمایل به آبی با سنگدوزی های سبز روشن و نقره ای  بر تن داشت، بسیار زیبا وشیک. موهایش بلند و بلوند بود. جمعیت ایستاده بودند و با هیجان و شادی کف می زدند و اونیز با همان هیجان و لبخند پاسخ می داد.

او از ساعت 30/10 تا 30/12 با یک وقفه ی  10 دقیقه ای برای تعویض لباس برنامه اجرا کرد. لباس دوم او بسیار زیبا بود. خاکستری آمیخته با کمی مشکی. زیبا و باشکوه. طرح بسیار ساده ای که به یاد آورنده لباس های تابستانی دهه ی 60 بود. ولی آنچه در مورد گوگوش ما استثنائی است، آنست که هر لباسی بر قامت او برازنده و منحصر به فرد و بی نظیر می شود!

در جه ی حرارت بر روی صحنه خیلی بالا رفته بود و به همین جهت گوگوش عزیز قدری کلافه بنظر می رسید. بالاخره حدود یک ساعت و اندی از شروع برنامه اش نگذشته بود که گفت: " دارم  تو این لباس خفه می شم! می رم لباس عوض کنم. جائی نرید ها! "

 اجرای او مثل همیشه لذت بخش و با شکوه بود. او تمام شب را رقصید بجز هنگامی که ترانه ی  "آی مردم مردم" را با گریه اجرا کرد و جمعیت با فریاد بلند او را تشویق می کردند.

 چند تا از آهنگهائی که اجرا کرد عبارت بودند از: اطاق من، آهوی عشق، عید عاشق، و همچنین میکس های کوتاه از آهنگهای زیبای قدیمی مانند باور کن، مرهم، غریب آشنا، کوه، دوپنجره، و البته من آمده ام که موجب شد تا همه ، برقصند، دست بزنند و بر روی پنجه ی پاهایشان بایستند تا حرکات زیبای او را بر روی صحنه تماشا کنند.

 همانطور که همه می دانیم، گوگوش همیشه ترانه ی کویر را با احساسات و حال و هوای خاصی می خواند. این بار هم چنین شد. و  هربار که با گامی بالا به قسمت "خدا یا خدا یا..." می رسید،  عکس العمل و تشویق جمعیت آنچنان پر شور و حال بود که تقریبا داشت سقف سالن را پائین می آورد!!!

 در تمام طول کنسرت؛ جمعیت مانند گروه "کر" گوگوش را همراهی می کرد. اگر چه این موضوع در اکثر کنسرت های گوگوش اتفاق می افتد، ولی برای او باز هم تازه و مسرت بخش بود که می دید جمعیت اشعار ترانه هایش را به خاطر دارد!!  همه، آهنگ ها را از حفظ بودند و گوگوش می گفت: "ماشالا همتون خواننده اید!"

 در آخرین قسمت کنسرت، گوگوش از مهرداد خواست تا در روی صحنه به او بپیوندد. آنها ترانه های دو صدائی معروفشان را اجرا کردند: آخرین خبر، خلیج فارس، و نسل ما. گوگوش به جمعیت گفت می تونید تصور کنید که معین ترانه ی نسل ما را بخونه؟؟ سپس تقاضا کرد که چراغ ها را خاموش کنند. در همین حال صدای معین شنیده شد که بدون آهنگ شروع به خواندن کرد!؟! البته این مهرداد بود که صدای معین را به زیبائی تقلید می کرد!

در پایان، زمان معرفی اعضاء  ارکستر  فرا رسید و طبق معمول گوگوش با هیجان خاصی این کار را انجام داد. در پایان هر معرفی، مردم با صدای بلند تشویق می کردند، ولی وقتی که به انگلیسی گفت "از ونزوئلا..." مردم بیشترین تشویق را با فریاد بلند از
پدرو بعمل آوردند. پدرو به انگلیسی گفت:"فقط یک گوگوش توی دنیا هست" و جمعیت با فریاد و تشویق حرف او را تایید کرد!

 کنسرت با سرود ای ایران که توسط گوگوش و مهرداد خوانده شد و جمعیت آن ها را همراهی می کردند به پایان رسید. بادکنک های قرمز و سفید و سبز همراه با پولک های براق طلائی و نقره ای از بالای سالن به بر سر جمعیت ریخته شد. بسیار صحنه ی زیبائی بود.

 و به این ترتیب شب افسانه ای دیگری را با گوگوش گرانقدرمان گذراندیم! دوست امریکائی من که یک کلمه هم فارسی نمی دانست، و موسیقی هم برایش چندان آشنا نبود، محو اجرای برنامه توسط گوگوش شده بود. او گفت:" اوه. چقدر خوشحالم که تونستم گوگوش را در برنامه ی زنده بر  صحنه ببینم. چه زیبا و چه دلپذیر. مجموعه ای است از ذوق و استعداد هنری  در قالب شخصیتی برجسته و استثنائی"!!! بله این است جمع بندی زیبائی از معنی گوگوش!!!

 

Many thanks to Raya Golpashin  for her nice pics!

 

Tajikestan . Com  © 2000 - 2008. All rights reserved.
|  Disclaimer  |  Contact Us  |