Fans' Messages

Click to See the Latest Concert Pics

Up
Googoosh's Messages
Our Birthday!
Googoosh & tajikestn.com
The Past Year
Nice Pics:Toronto
Nice Clips:Toronto
Art Works
Interesting Clips
Fans' Messages

 

 Selected Interesting Messages
گلچيني از پيام هاي جالب

نکاتي  مهم
Important Points

توصيه اي مهم  به دوستداران راستين گوگوش عزيز
 
از هنرمند محبوب خود انتظار نداشته باشيد که قادر باشد   به  پيام هاي  ميليونها  دوستدار خود  مستقيما پاسخ دهد  يا تلفن و ايميل يا آدرسش را در اختيار عموم بگذارد
مطمئن باشيد که  خواندن پيام شما،  هنرمند محبوبتان را  مسرور   و به او انرژي مثبت القاء خواهد کرد
 
گوگوش: بي نفس شما نفس ندارم

A Piece of Important Advice To All Googoosh's Real Fans:
Celebrities with millions of fans are  unable to reply to the individual messages of their fans and /or disclose their phone numbers , e-mail addresses etc to the public; but they enjoy your messages and get positive energy and drive from your nice words!

Googoosh: " Bi nafase shomaa nafas nadaaram!"

برای نوشتن پیام های مستقیم خود  این جا را کلیک کنید
 


پیام های انتخابی
 
 
 

لوح حسن

From: حسام عبدالهي
Date: 01 Aug 2006
Time: 00:41:59
Remote Name: 85.185.136.6

در تورنتو چون موج هاي رنگين كمان بر فراز جهان پديدار گشتي حضورت ريزش عشق است شكاف فاصله ها تا ايران با عطر تو پر شده به ايين تمانم جلوه گري از سر مي گيري همه پريرويان جهان را به گرداب حقارت افكندي هنوز تابناك ومعصومي و من مد هوش مغناطيس نگاهت تو را از افروديت خداي عشث المپ والاتر مي بينم با خود مي انديشم ان زمان كه از جور خويشاوند ناتني از پلكان هاي گر گرفته در چاه اندوه و رنج فرو غلتيدي خدا با خون پيشاني تو بر لوح حسن چه تعهدي امضا كرد كه بزرگ تر از ستاره روشن تر از افتاب مرموز تر از مهتاب شدي زبان كوه ودشت و اسمان را مي فهمي صداي روييدن شكوفه ها را مي شنوي باز شدن غنچه ها را به اساني درك مي كني با بال زدن پروانه ها اشنايي و سرمايه سر شاري از عشق و نازكدلي در تو نهفته كه به صورت قطرات اشك از چشمان شهلايت بر رخساره ارغوانيت جاري مي شود
 

 

روز دل کندن تو از سکوت

From: نوید شادپور / تهران / 29 جولای
Date: 31 Jul 2006
Time: 12:23:21
Remote Name: 213.207.253.189

گوگوش عزیزم، روزدل کندن تو از سکوت، روز آزادی پرنده از قفس بود. میلاد آسمان بود میلاد پرواز، میلاد شادی میلاد عشق بود میلاد مهربانی، میلاد خاطره ها میلاد تفکر بود سالروز میلاد دوباره ات مبارک گوگوش نازنینم خیلی خیلی دوستت دارم و دستان مهربانت را از دور می بوسم

 

 

قطرات الماس اشک تو

From: هرانوش
Date: 31 Jul 2006
Time: 10:12:40
Remote Name: 217.219.4.3

ای شیوه نرگس تو بیمار شدن وی پیشه من ز هجر تو زار شدن ان شب که شراب وصل تو مستم کرد دیوانه شدم ز بیم هشیار شدن
 

 

From: عاشق ایزد بانو
Date: 31 Jul 2006
Time: 07:08:12
Remote Name: 85.185.128.138

شش سال تلاش خالصانه شما عزیزان را پاس می داریم شما اوقات فراغت ما را رنگین وپر بار کردید شما به ما نوید وارامش هدیه کردیدما از شما چگونه نوشتن وچگونه وصف عظمت یک انسان پاک را اموختیم سایت شما بهار بود شعر بود شکفتن بود تقدس زیبایی ها بود حرمت انسان بود درود بی پایان بر شما خداوند به عمر و زندگی شما برکت دهد همانگونه که قلب های ما را شاد کردید ودر این دنیای پر از رنگ وتضاد وهیاهو به ما ارامش عطا کردید پایدار باشید

ما نیز از شما دوست عزیز و ارجمند سپاسگزاریم

تاجیکستان دات کام
 

 

محور گردش نسل هاست

From: مهران نکو فر
Date: 31 Jul 2006
Time: 06:16:30
Remote Name: 217.219.53.253

در تورنتو نام تو را فریاد کردیم فریاد نامت تکثیر های بی شمار است نام تو محور گردش نسل هاست نام تو دوست داشتن است نامت طلسم عبور از گذر گاه های دلتنگی است تکرار نامت ضیافت حضور است افرینش لحظه های ناب است طلسم ورود در حصاری است که به باغ نواز شها گشوده می شود زیباترین گوهر را میچینیم وبر گیسوانت نثار می کنیم تکرار نامت مائده هایی است که طعم و بوی ترا دارند پژواک تکرار نامت هوا در هوا بر کشتزارهای دل مابرکت می پراکند نامت زیباترین گوهر هاست که به واژه تبدیل شده اند جهان من در پنج حرف نام تو می کنجد با فریاد نامت با تو سخن می گوییم وراز درون خود را می گشاییم تکرار نامت مرهمی است بر زخم خاطره های ما با تکرار نامت بهار فرا می رسد سپیده می دمد کویر دل ما بارانی و سر سبز می شود فریاد نام تو دلبستگی به نیمه گمشده ماست

 

 

با رخت اینه ماه برابر شده بود

From: توران مظاهری
Date: 31 Jul 2006
Time: 05:50:31
Remote Name: 82.99.243.112

از نسیم نفست صحنه معطر شده بودگل صد برگ به پای تو پرپر شده بود نگه چشم تو باده نا ب با رخت اینه ماه برابر شده بود ساقی چشم تو تا جرعه ناز می افشاند روزگار ما از ساحت باغ سرسبزتر شده بود من ز شوق تو وان لبخند ونگاه زندگی در نظرم شعر مصور شده بود

 

 

زیباتر از روح او چشم های اوست

From: علیرضا پرتوی
Date: 31 Jul 2006
Time: 05:03:43
Remote Name: 82.99.243.14

هیچ موجودی تا این درجه در هستی من حلول نکرده است هر جا نگاه می کنم قیافه ملکوتی او را می بینم دو چشم شهلایش مثل دو شعله روح را می سوزاند وقلب را خاکستر می کند از نگاه های معصوم مغموم وپر ابهت عشق و محبت می جوشد تبسم های او پر لطف وسر شار از رافت ودلنوازی است به چشم من از همه زیباتر است از او قشنگ تر روح او واز روح او زیباتر چشم های اوست واز چشم های او زیباتر نگاه های اوست نگاه او تلقین عشق است از کوه پر غرورتر واز عطر بنفشه ها متواضع تر است ای ستارگان اسمان فقط شما می دانید چقدر دوستش دارم

 

 

هنوز گیسوانش کمند جان است

From: الیاس محقق
Date: 30 Jul 2006
Time: 11:29:46
Remote Name: 80.191.128.198

بی پرده و بی نقاب انجاست اه معجزه است هنوز زیباست هنوز به ظرافت پروانه هاست هنوز اوج می گیرد هنوز نگاهش تیر بر دلهاست هنوز گیسوانش کمند جان است در مدار جادویی نگاهش محو می شویم معجزه است بعداز 22 سال هنوز صدایش خوش ترین طنین است عشق ما ان بالاست بر صحنه ایر سنتر اخگر ایزدی انجاست دیده ودل را نور باران می کند رخسار زیبایش تا ابد پر طراوت بادا

 

 

روز خوب

From:
Date: 30 Jul 2006
Time: 10:44:34
Remote Name: 82.99.243.110

روز خوش عشاق بود ان روز که امدی با هوای بهاران و عطر گلهای ایران امدی غم رفت و شادی رخ نمود با چتر نور و سرور به میان ما امدی ای بهار گمشده چشم ما سالها خیره به راه بود چشم ودل روشن شد به جمالت چو امدی

 

 

تو غزال را من ندانم به ترانه ها چه خوانم که بود دو چشم مستت غزل رهایی من

From: اتوسا
Date: 30 Jul 2006
Time: 02:56:30
Remote Name: 82.99.243.84

صبح همان لبخند توست اتش مقدس نگاه جادویی تو که امیزه ای از اب و اتش واکنده از شادی و غم است با نگاه ولبخندوصدایت در دل ما اتش جاوید افروختی سپاس ترا که چنینی بی یاد تو در دنیا غمگین ترینم شاید شنیده باشی فرشتگان از دیدار حق تعالی سیراب می شوند ودر قحط سال بزرگ مصر رنج گرسنگی مردم با دیدن چهره یوسف تقلیل می یافت دیدار تو برای ما نان بود رفع عطش بود احساس تازه وبکر بود تو گشت وگذار ما بودی همه اوقات فراغت ما بودی در فصل پر برگ سپیداران ودر باران های سرد گلگشتی جز اسمان وسیمای دلنواز و صدای دلنشین تو نداشتیم سپاس ترا که چنینی نگاهت نرگس در دلهای ما می کاشت عکس تو همه جا کاشته شده بود در هر شبی که پایان می یافت ودر هر روزی که اغاز می شد تو را جستجو می کردیم در تالارهای پر شکوه صدای تو گم می شدیم صدای تو ترانه می شد و دهن به دهن می گشت اجزا برجسته وفاخر چهره اساطیری تو مناعت طبع رقت احساسات وبلندی ذوق تر ااز سطح معمولی بالا برده ما را به سر چشمه زیبایی ها هدایت کرده ومی کنی به ما یاد دادی اراسته مهربان وبلند نظر باشیم چگونه دیگران را دوست بداریم همیشه نا ملایمات را درون خود نگه داشتی اما اثار ان در نگاه اسرار امیز وعاشق کش تو منعکس می شد بر صفحه تلویزیون که ظاهر می شدی دو زانو روبرویت می نشستیم و چنان محو در تماشایت که جهان را از یاد می بردیم چون اقیانوسی عظیم هر چه بیشتر در تو می نگریستیم عظمت تو بیشتر اشکار میشد چه تازه جوانی پر باری داشتی فوران عشق و زیبایی بود رویت نو جوانی تو اولین پرواز ما به دیار رویاها بود سپاس ترا که چنینی هنوز تازه جوان بودی که گل حسرت تو بر سینه ها یمان شکفت تند باد وزیدن گرفت پرده ها افتاد ودر داخل حصاری که بر دروازه های ان ازدها خفته بود و دیوار هایش سر می شکست ماه مان را گم کردیم چه ظلم هولناکی بر ما رفت هیچکس به احساس ما فکر نکرد از پل های باریک تر از مو وبرنده تر از شمشیر گذشتی تا به تورنتو قدم نهادی خوش وگوارا باد حضورت حضورت باران نور بود خلیجی از زلال ارامش بود رویت چشم نوازترین گلها بود امیزه ای از وقار و جذابیت و زیبایی بود کوهی از نور بود که قطره قطره روشنایی از ان جاری است سپاس ترا که چنینی

 

 

چون مي كهنه گواراتر وگيراتر بود

From: احمد مير لوحي
Date: 30 Jul 2006
Time: 02:03:58
Remote Name: 82.99.243.122

در تورنتو همان بت افسونكر بود نازك اندام دل انگيز گوگوش هوش بر بود گونه گلبرگ شقايق دهنش غنچه ناز چشم ها بركه اي از نرگس عبهر بود تن او ياس وسمن شير وشكر يا كه اميزه اي از اينه و اختر بود سالها رفته و زيبايي او گشته فزون چون مي كهنه گواراتر و گيراتر بود دل نشكفته من با همه شرم وغرور غنچه اي بود به بوي نفسش پرپر بود دلنشين تر ز او در همه افاق نبود پري قصر غزل ترك مه پيكر بود شاد و سرمست ز ديدار بت دلنواز ما دگر بوديم و ان دلبر شيرين ز جان برتر بود

 

حجب و حیایی که بیش از هر کرشمه وطنازی محرک عشق بود

From: ف-زرگر باشی
Date: 29 Jul 2006
Time: 01:27:43
Remote Name: 85.185.128.138

از زمانی که شمیم روح پرور او به مشام جانم رسیده بود در دلم تلاطم و غوغایی غریب وپر نشئه بر پا بود گویی زمین و زمان در تب حادثه ای عظیم لحظه شماری می کنند با قلبی لبریز از عشق وجانی مشتاق و خاطری اشفته روزها پروبال میزدم روز موعود نمی دانم فاصله چند خیابان تا ایر سنتر را چگونه پیمودم تا قدم در اتشکده عشق نهادم هوا مملو از بوی طرب انگیز عشق بود در لحظه دیدار دیوار باغی ناگهان جلو رویم فرو ریخت واو چون خدایان اساطیری در مقابلم می درخشید عطر مدهوش کننده وجان افز ای گلهای یاس و سرخ به مشام می رسید خداوند هنگامی که ادم را به زمین تبعید کرد در گلهای معطر بویی از خود دمید عطری که استشمام ان موج موج خاطرات دنیای گمشده را بر می انگیزد وبا دیدن او همان حسی که از بوییدن معطرترین گلها به انسان دست می دهد در من بیدار شده بود مثل افسون شدگان از عالم هوش وحواس خارج شده با تمام قوا او را می نگریستم ان قدر بزرگ شده بود که تمام فضا را پر کرده بود همان تازه رویی بود که در بهشت گل وبهار موج می انداخت مانند فجر جوانی سرا پا تماشایی بود در یک شعله اتش چه چیز را بیشتر از همه می توان تماشا کرد با تبسم دلنشین وپر مهری روی همه چیز پرده ای از نشاط و ارامش کشید زمانی که شروع به صحبت کرد همان اهنگ لطیف و ملاحت خاص در کلامش بود اهنگ کلامش مخملی وکشدار بود اگر یک موج اب یا یک قطره شبنم یا یک قطعه جواهر می توانست حرف بزند بی شک همینگونه حرف می زد چنان نرم می خرامید گویی از اب پدید امده مانند شمعی که در پای بتی روشن باشد می گداختم و اشک می ریختم اگر ما را به تقدس وسکوت دعوت نکرده بود خاکستر می شدم هنوز نگاه اثیری وغمگین او ناز می فروخت کمان ارش خم ابروی او بود که تا دورترین نقطه خاوران تیر نشاند ورایحه دل انگیز او را در کوچه های دور دست بلخ و بخارا و گنجه و نخجوان پراکند چهره مهتابی او لحظه به لحظه گلگون تر وشکفته تر می شد پرده لطیفی از اشک رخساره ارغوانی او را دلرباتر کرده بود با یاد محی الدین عالم پور زمزمه کردم نازنینی که از عرق تر بود نازنین بود نازنین تر شد سراپا ضیافت بود نور بود باده ناب بود درخت طوبی بود یک نگاه یک لبخند یک حرکت او تا اعماق روح اثر می کرد حرکات او با حجب و حیایی توام بود که بیش از هر کرشمه و طنازی محرک عشق وشوق بود با تنوع لباسش چونان که بتی را با جواهری تازه بیارایند بت پرستان را شیفته تر می کرد در فاصله برنامه ها متوجه شدم حال زن ومردی ارمنی که کنارم نشسته اند از من بهتر نیست ساعاتی که در برابرش نشسته بودم با تمام زندگی من برابری می کند بعد از ان شب دیگر هیچ چیز برایم ارزشی ندارد مگر انکه نشانی از او در ان باشد اکنون خیال اینکه نگاه چشمان شهلا ودلفریب او بر این خطوط که عشق ان ها را رقم زده عبور خواهد کرد به من ارامش ونوید می بخشد

 


شا ه ماهی تولد دوبارۀ صدایت مبارک باد

From: اردوان از تهران/ایران

Date: 28 Jul 2006
Time: 20:46:41
Remote Name: 213.217.53.214

انگار همین دیروز بود 29 جولای 2000 را میگویم یادتونه؟ که دوباره توانست صدایش را از حبس آزاد کند و بخواند. 6 سال گذشته 6سالی که به راحتی هم نگذشت 6سال سراسر از هیجان استرس والتهاب6 سالی که خیلی ها تلاش کردند تا دوباره جلویش را بگیرند ولی موفق نشدند وتیرشان چون همیشه بر سنگ نشست آری می دانید از که می گویم از کسی که همیشه با خودش تحولی را آورده است از کسی که همیشه حرف اول را زده است بله از گوگوش می گویم از شاه ماهی هنر ایران زمین بله او آمده بود که چون همیشه حرف اول را بزند و به خاطر این مهم 20 سال را سکوت کرده بود وصدا را در سینه حبس کرده بود بله 20سال که زمان کمی نیست خودش یک عمر است که همه می دانیم که این سالها چقدر به شاه ماهی سخت گذشت گوگوش غریبی آشتا بود که همگان می شناختندش و دوستش داشتند.او از شهر غریب بی نشونی آمده بود او با اسب سفید مهربونی آمده بود او آمده بود تا دوباره هم صدا شویم و همه می دانستیم که با اومدنش انتظارها به پایان رسید و بهار از راه رسید و همه باور کرده بودیم که چه خوب دیدنش و چه خوب موندنش و چه خوب که این غبار ناشی از سفر را از تنش بزداییم گوگوش آمده بود تا عشق را فریاد بزند و ناز را بنیاد کند گوگوش آمده بود تا شهر خاموش دل هزاران عاشقش را پر آوازه کند و وقتی که آمد دیگر داشتیم نفس های آخر را می کشیدیم که با صدایش بی یقین جانی تازه گرفتیم و با او هم صدا و هم ساز شدیم و امروز 29 جولای 2006 است و از آن اتفاق تاریخی 6 سال می گذرد 6 سالی که به گفته خود گوگوش هیچ کسان بسیار کوشیدند واز هیچ کاری دریغ نکردند تا دوباره جلوی صدای جادویی و جاویدانش را بگیرند ولی خوشبختا نه موفق نشدند و حالا او پس از 6 سال همچنان در بلندای آسمان پروازی در اوج دارد وبا شادی و سرمستی ترانه هایش را در آسمان عشق هزاران عاشقش می خواند و شاه ماهی بار دیگردراین 6سال ثابت کرد که همچنان شاه ماهی است که به تور هیچ صیادی گرفتار نمی شود بله او می خواند او از قصه دو ماهی و دو پنجره می خواند از پل و هجرت می خواند از مخلوق می خواند و از غرور کوه می گوید و از هزاران هزار ترانه ای که دنیا خاطره است و تا به امروز که آخرین خبر را از آی مردم مردم وچله نشین ودلکوک و با هم بودن و خوبه خوب و... می دهد به امید روزی که همه با هم همراه با گوگوش عزیزمون ترانۀ آزادی را در خاک اسیر بخوانیم شاه ماهی عزیز تولد دوباره صدایت را با تقدیم هزاران شاخه گل سرخ شاد باش می گوییم وای عزیز تر از جان باز هم می گویم بخوان و همچنان بخوان تا اوج بلند آسمان ها ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن باز می آییم که مثل هر روز برامون دونه بپاشی من و گنجشکا می میریم تو اگه خونه نباشی و در پایان می گویم با گوگوش بهارم بی گوگوش شوره زارم و در انتها می گویم پروردگارا به خاطر آفرینش گوگوش ازت سپاسگذارم اردوان

 

در تورنتو ماه رخساري پري پيكر نگاري اتشين نام
سراپا افت دل بود ان شب كه من ديدم

From: تدين
Date: 26 Jul 2006
Time: 08:00:24
Remote Name: 82.99.243.153 
 

عروس سفيد پوش ترانه خانه ما ققنوس گونه در اذر خش خويش خفته بود او كه همه هنر ها را با زيبايي ظاهر در خود جمع داشت بي زايش هنري تنفس برايش دشوار بود عشق به او در دل مشتاقانش چون اتش زير خاكستر زبانه مي كشيد در دوره سكوت او موسيقي پاپ بي ريشه تر از ان شده بود كه مورد بحث قرار گيرد فضاي هنري از افريدن شاهكار محروم وسترون بود جز تكرار وتقليد وابتذال بيش نبود كلام عاشقانه وعارفانه با ماهيت ان فاصله اي نوري داشت گلبانو كه گنجينه اي گسترده پشت سر داشت وترانه هايش لبريز از نمادهاي ژرف عشق بود كه به جاودانه ترين رگه هاي تغزلي انساني پيوند خورده خود را در شولاي پيامبري مي ديد كه براي باز يابي هويت هنر بر انگيخته شده ديگر نمي توانست در چهار چوب قراردادها زنداني باشد گردونه راز الود حامل او در كوره راهي نفس گير بر جاده هايي از ابر و اب و افتاب را پيمود قدم به تورنتو كه نهاد صاعقه نيروانا درخشيدن گرفت يخ ها اب شده بود گلها سر بر اورده بودند هوا مترنم و دلپذير شده بود 

فضاي ديدارش به رويايي ترين باغ جهان گشوده مي شد گلبانو به راستي تماشايي بود ايام جواني را به ميانسالي رسانده اما همان پريچه شادي بخش گل سرخ دلپاك ما بود چونان نگيني مي درخشيد در لطافت نسيم بهار به او غبطه مي خورد در هاله اي از وقار وتناسب و پوشيدگي با پيراهني كه به احرام گلهاي ياس مانند بود سرشار از ناز به همه گوشه هاي دلربايي اشنا بود گويي نقش گونه اي از نگارستان چين را در معرض تماشا گذارده اند برازنده ترين واژه ها را در وصف او به كار بردند او را ديواي شرق ناميدند محبوب ما را به خورشيد مانند كردند ان ميوه داري كه صابر كاشته بود به بار نشسته درخت گشني شده بود كه از باغ هاي ابيغور وبابل مايه گرفته تماشاي ان كلاه از سر چرخ مي انداخت بر هر شاخه اش مرغ عشقي ترانه مي خواند هر برگي از ان ورقي از مثنوي هاي عاشقانه بود ميوه هاي نياز بر پيكر او بر مشتاقان ناز مي فروخت نمادي از لطافت وشفافيت با درخششي كه بر بالاترين نقطه روشنايي مي رسيد

صدايش صداي عشق در زير گنبد نيلوفري صداي تغزلي زرتشت بود كه از چكاد گاثاها بر مي خاست چنان غمگنانه مي خواند گويي بر ويرانه هاي تخت جمشيد وبيستون سوگنامه مي خواند با چهره همچون پنجه افتابش با اشك هاي چشمان شهلايش كه دمادم بر رخساره ارغوانيش فرو مي ريخت با خونسردي اندوهناك نظاره گر ستايش ها بود در شاه نشين چشمان فتانش غزلهاي حافظ نشسته بود فضاي ديدار تورنتو را شفافيت واژه ها نمي توانند بيان كنند افسوس كه شعله هاي حسادت خام فكران قلب او را جريحه دار كرد واو را دوباره در حزني عميق فرو برد

با تشکر از ن.تدین که دوباره بولتن سایت را با کلام زیبایشان مزین نمودند
ایشان قبلا قطعه ی را که ما آنرا "رویائی در بیداری" نامیده ایم به دوستداران این سایت هدیه کرده بودند

باتشکر
تاجیکستان دات کام


من ام لیلی ولیلی کیست من

From:
اکرم زر افشان
Date: 15 Jul 2006
Time: 11:00:01
Remote Name: 85.185.106.6
 

من به خاطر یک گل فقط یک گل نفس می کشم گلی که افت ها به او صدمه نمی زنند ساده وزلال همچون اب و بلور همه اینه ها مات نگاه حزین و راز الود او شده اند راز ارغوان ونرگس در رخسار و نگاهش نهفته شعر در راه پر حادثه گیسوانش گم می شود گل ما هر روز فاخر تر و عطر اگین تر از روز پیش است دل شکسته وتنها و خسته می شود اما عطر وطراوت او افزون می گردد

 

 

چشمت به کرشمه چشمبندی هر حلقه زلف تو کمندی

From: عاشق گوگوش زیبا
Date: 22 Jul 2006
Time: 04:24:27
Remote Name: 85.185.128.138

هر حلقه ز زلف تو کمندی چشمت به کرشمه چشم بندی یا چهره بپوش یا بسوزان بر روی چو اتشت سپندی دیوانه عشقت پریرو عاقل نشود به هیچ پندی

 

 

اشاره کن تا بهار از دل ما سر بزند

From: ملوک حکیمی
Date: 12 Jul 2006
Time: 11:14:34
Remote Name: 82.99.243.31

اشاره کن که بهار از دل ما سر بزند اشاره کن شکوفه های لبخند بر لب ما سر بزند اشاره کن که غم از دل ما برخیزد گل لبخند از غنچه لبان تو سر بزند نسیم صبح نفس های توست که امده به شهر شکوفه سر بزند

 

 

سلام

From: رضا از نيشابور/ايران
Date: 20 Jul 2006
Time: 20:28:35
Remote Name: 82.208.10.16

سلام به تمامي بر و بچه هاي تاجيكستان دات كام خسته نباشين و دست گلتون درد نكنه و سلام به حضرت زيباي من پرنده مست(گوگوش)

 

 

تاجیکستان دات کام ممنونم که انقدر ماهی

From: سارا از کشور عشق ایران
Date: 18 Jul 2006
Time: 13:44:01
Remote Name: 85.185.244.85

متشکرم واقعا از این سایت بسیار عالی که خیلی خوب و حرفه ای داره کارشو انجام میده به خصوص که همه چیزشم کاملا فارسیه بازم ممنون و خسته نباشید مثه گوگوش عزیزم درود می فرستم به محی الدین عالم پور با اون قلم شیوا و زیباش و درود می فرستم به تمام فارس زبان های دنیا تاجیک های با فرهنگ و افغان های مهربان همیشه پایدار باشید دوست شما سارا از ایران غرب کشور کرمان شاه و سنندج

 

 

فرشته بی نظیر من گوگوش

From: فریما از ایران
Date: 19 Jun 2006
Time: 02:29:14
Remote Name: 80.191.191.189

زندگی برای تو بر پایه غم بنا شده ولی ما طرفدارانت این غم سنگینی که در چشمانت موج می زند را پایان می بخشیم وبا تو بار دیگربه فرداها می اندیشیم.

 

 

دوستت دارم ها

From: شیوا از تهران /ایران
Date: 18 Jun 2006
Time: 07:07:09
Remote Name: 87.107.48.2

سلامی چو بوی خوشه اشنایی به نامه ایران و ایرانی . یادتونه اولین جمله ای که بتم بعد از سالها سکوت شنیدیم می پرستمش دیوانه وار خدایا تا قیامت حفظش کن عاشقی را ازش اموختم .زندگی رو ازش درس گرفتم فقط با یک کلمه گوگوش (گل وگلبوسه و شبنم) این استدلالی که من از نامه قشنگش دارم تا اخرین لحظه عمرم عطشه دیدارت را تحمل میکنم

 

 

بر کاروان خسته دلان رهزنی هنوز

From: نوری
Date: 14 Jun 2006
Time: 11:28:49
Remote Name: 82.99.243.14

ارام جان ما تاب تنی هنوز مرغ غزلخوان ما زیباترین زنی هنوز هر چند بیش از پنجاه بهار ز عمرت گذشته است بر کاروان خسته دلان رهزنی هنوز گوگوش زیبا انزمان که فقط بیست در صد زنان ایران بزک بوزک می کردند از همه زیباتر بودی و امروز که نود در صد زنان ایران بزک می کنند وکلی جراحی پلاستیک هنوز از همه زیباتری هزار هزار ماشا الله

 

 

تشکر از شما

From: پیام از تورنتو
Date: 04 Jun 2006
Time: 09:34:01
Remote Name: 69.197.204.237

دیشب در میان جمعیتی که به دیدن کنسرت تان آمده بودند، من پس از چند سال که هویت گم کرده ام را می جستم آن را یافتم. فهمیدم که من هم دو دستم مثل هرکدام از این دستهای دیگر که هرکدام با صدای کوچک خود آبشاری از تشویق درست کرده اند تا بلکه بتوانند با صدای خود همراه با کسی شوند که موسیقی و عشق را با او شناختیم. سرکار خانم گوگوش، دوستتان داریم همانقدر که شما به خواندن عشق می ورزید. شبی فراموش نشدنی برای ما آفریدید. دوست تان داریم، دوست تان داریم، دوست تان داریم

 

 

زندگي = گوگوش

From: بهروز از تهران/ ايران
Date: 20 Jun 2006
Time: 02:56:53
Remote Name: 212.6.32.3

سلام .سلام به عشق من يعني عشق يك ملت دوستت دارم اميد وارم هرجا كه هستي سلامت باشي با صداي گرمت زنده ايم خدا نگهدارت باشه

 

 

ای شاهد ناز سبز تر از روی گلشنی

From: اکبر عطایی
Date: 21 May 2006
Time: 05:10:10
Remote Name: 217.219.54.7

گوگوش مه جبین بهار دل منی گلبانوی هنر سبز تر از روی گلشنی با ان نگاه باده فشان باغ نرگسی با ان لبان غنچه نشان دشت نسترنی کم رونق است بی گل روی تو باغ ما از یاسمن و بنفشه هزار خرمنی از نغمه های گرم تو جانم تازه می شود ای خرمن سپیده هوای شکفتنی ای خوشه شکوفه شکوه طراوتی رونق فزای باغ دل وجان منی رنگین کمان نازی و اختر امید شور افرین تیشه خارا کن منی در رخ و طره خروارها گل تری ای شاهد ناز زیبای جهان منی لبریزم از تو ای دخت اتشین در اسمان تیره قلبم مهر روشنی از برق یک نگاه شرر بار چشم خویش اتش فروز خشک وتر هستی منی

 

 

ای گل همیشه بهار ، ای شاهپرک همیشه شاداب ، ای یک دنیا زیبایی و مهربونی تولدت مبارک

From: ارمیا از زاهدان /ایران
Date: 29 May 2006
Time: 02:52:30
Remote Name: 80.191.172.9

 


از نگاه ولبخند بهاري تو دوباره سبز ميشويم
 

From: مشفق
Date: 11 Jul 2006
Time: 10:06:16
Remote Name: 82.99.243.153

سهروردي در رساله مونس انسان مي نويسد عشق را از عشقه گرفته اند وان گياهي است كه در باغ پديد ايد در بن درخت اول ريشه در زمين سخت كند سپس سر بر ارد و خود را دور درخت مي پيچد و چنان ميرود تا جمله درخت را فرا مي گيرد و چنانش شكنجه كند كه نا در درخت نماند هر غذا كه به واسطه اب و هوا به درخت مي رسد به تاراج برد تا ان گاه كه درخت خشك شود ديواي زيبا عشق تو با ما چنين كند و انگاه از نگاه ولبخند بهاري تو دوباره سبز مي شويم

 

 

خوشحالم

From: niloofar/tehran/iran
Date: 01 Jul 2006
Time: 11:47:02
Remote Name: 213.217.61.220

من به همه زيباييهاي دنيا پشت كردم و رو سوي تو اوردم.بعد از اين گلهاي ياس و ميخك و اقاقي را به خاطر تو تماشا ميكنم.خوشحالم خوشحالم كه براي ديدن تو در خواب از كسي اجازه نميگيرم. niloofar_2032
 

 

زندانی که گلگشت ما شد

From: ف . ز .
Date: 28 Jun 2006
Time: 02:55: