
آخرین
خبر
شنبه
گذشته،
یازدهم مارس
2006 ، شهر دالاس
میزبان دو
چهره ی مطرح
هنری در
جامعه ی
ایرانی بود.
گوگوش شاه
ماهی هنر
ایران و
مهرداد
آهنگساز و
خواننده ی
عاشقانه های
آسمانی.
عصر روز
شنبه، هتل را
به قصد کنسرت
ترک کردم.
وقتی به محل
برگزاری
کنسرت(سالن Nokia Theatre)
نزدیک می شدم،
کم کم به سیل
اتومبیل
هایی پیوستم
که به سمت
سالن کنسرت
حرکت می
کردند. چهره
های شیک و
خندان
هموطنان هر
سو به چشم می
خورد و
آهنگهای این
دو عزیز از
پنجره ی
ماشین ها به
گوش
می رسید.
تراکم جمعیت
بیشتر و
بیشتر می شد و
همگی پشت
دربهای سالن
بی صبرانه
منتظر ورود و
تماشای این
واقعه ی
خاطره ساز
بودند. با
اینکه
تعدادی از
هموطنان
همچون همیشه
دیر به محل
کنسرت
رسیدند، با
این حال بیش
از 5000 نفر در Nokia Theatre حضور
یافتند تا
بار دیگر عشق
و علاقه ی خود
را به هنر
مندان واقعی
خود نثار
کنند. حضور
این تعداد در
سالن با توجه
به جمعیت
هموطنان
ساکن این شهر
خود واقعه ای
بود کم نظیر
که نشان از
رابطه ی عمیق
و واقعی بین
آنها و
هنرمندان
خود داشت.
در
محل برگزاری
کنسرت، تی
شرت ها و
پوستر های
این دو هنر
مند در
اختیار
علاقه مندان
قرار می گرفت.
کنسرت خیلی
مرتب و "اورگانایزد"
در حدود ساعت
نه شب آغاز شد
و گوگوش
زیباتر از
همیشه با
آهنگ "طلاق"
در لباسی
برنگ صورتی
به روی صحنه
آمد. براستی
که دیدار با
او هر بار حال
و هوائی تازه
دارد. بعد از
اجرای چند
ترانه،
گوگوش
نازنین از
مهر داد دعوت
کرد که بروی
صحنه بیاید و
مهر داد عزیز
با نگاهی
مملو از
صمیمیت و
محبت و
احترام به
صحنه آمد و در
کنار گوگوش
به اجرای
ترانه دو
صدائی آخرین
خبر پرداخت.
مهرداد نیز
خوش پوش و خوش
صدا در کنار
گوگوش خوش می
درخشید و
سالن کنسرت
در موجی از
شعف و شادی در
هیجان بود.
گوگوش به
زیبائی هر چه
تمام تر
ترانه های
ماندگار خود
را می خواند و
مابین این
ترانه ها به
شیرینی برای
حضار خاطره و
لطیفه تعریف
می کرد، و
هربار که
برای تعویض
لباس به پشت
صحنه می رفت
مهرداد با
ترانه های
خود سالن را
غرق در شور و
هیجان می
نمود. هر دو
هنر مند در شب
کنسرت با
انرژی هرچه
تمام تر به
اجرای
برنامه می
پرداختند و
این انرژی
مثبت به خوبی
به مدعوین در
سالن منتقل
می گشت.
بادیدن
جمعیت حاضر
در سالن به
یاد این مثال
معروف بودم
که قدر زر
زرگر شناسد،
قدر گوهر
گوهری چرا که
حضور و
استقبال
هموطنان
عزیز و شورو
حال در سالن
حاکی از این
بود که همگی
زر شناسند و
قدر هنر و
هنرمندان
خود را خوب
خوب می دانند.
در
طی برنامه
مهرداد و
گوگوش با
چندین لباس
مختلف، که
شامل شش طرح
متنوع و
متفاوت بود
به روی صحنه
ظاهر شدند.
لباسها با
طراحی و
سلیقه ی خاصی
انتخاب شده
بودند و در
قسمتی از
برنامه
گوگوش با
کلاه و چکمه ی
تکزاسی به
روی صحنه آمد
که با توجه به
محل برگزاری
کنسرت در شهر
دالاس بسیار
مورد توجه
قرار گرفت. در
این کنسرت
هارمونی
نورو صحنه و
لباس در کنار
یکدیگر
بسیار زیبا و
دیدنی بود.
در بخش دوم
اجرای قوی و
پر احساس
ترانه ی "آی
مردم مردم"
از ساخته های
مهرداد
آسمانی، و
اجرای آن
توسط گوگوش
باعث شد تا
مدعوین بپا
ایستند و او
را مورد
تشویق قرار
دهند. او زیبا
و پرتوان، پر
انرژی و مسلط
مثل همیشه در
اوج می
درخشید. از
جانب دیگر آن
شب را می توان
به عنوان یکی
از قوی ترین
اجراهای
مهرداد
آسمانی نام
برد، تحریر
های ظریف او
در ترانه های
"ماه من" و "شطرنج"
بسیار
شنیدنی و
جالب بود.
گوگوش در
قسمتی از
برنامه
ترانه ی
معروف آذری "سکینه
دایقزی" را
اجرا کرد و
کامبیز و
مهرداد با او
همراهی
کردند که
اجرای این
ترانه به این
شکل، سالن را
غرق در رقص و
تحرک کرد.
کنسرت در
حدود سه ساعت
ادامه داشت و
ترانه ی "شناسنامه
ی من" از
سروده های
شهیار قنبری
به زیبائی
توسط این دو
هنر مند اجرا
شد و در پایان
گوگوش و
مهرداد با در
دست داشتن
پرچم شیر
خورشید و
سرود ملی
ایران
برنامه را به
پایان بردند.
در طی پخش
سرود "ای
ایران"
تمامی
مدعوین به پا
ایستادند و
حلقه ی اشک در
چشمان
اکثریت دیده
می شد. شاید در
دل تک تک حضار
این آرزو بود
که روزی سرود
ملی وطن را در
خاک وطن و زیر
یک سقف،
یکصدا، از
صمیم قلب
فریاد کنند.
شاید غم دوری
از وطن بود،
شاید شادی و
غرور ایرانی
بودن و با هم
خواندن و با
هم ماندن،
اما هر چه بود
زیبا بود و
دیدنی... عشق
بود و عشق...
عشق به وطن،
به هنرمندان
وطن و
فرداهای
روشن وطن....
مانی
سه
شنبه 14
مارس 2006